admin » 7 - نوامبر 5, 2015
درباره کاربر

:رتبه 3.0 (356 رای)
موضوع: موسیقی


قصه تلخ است چو تلخ است بگویم یا نه

صبرتان می روند از دست بگویم یا نه

قصه آن بود که دهنش آب افتاد

کشتی وحدت ما سخت به گرداب افتاد

آتش فتنه چنان شد که خدا می داند

آن قدر دل نگران شد که خدا می داند

و خدا هست تا هر آن چیز که از وی باقیست

فتنه خاموش شد اما ۹ دی باقیست

و خدا هست تا هر آن چیز که از وی باقیست

فتنه خاموش شد اما ۹ دی باقیست

 

 

قصه آن بود که یک طایفه درویش شدند

جانماز آب کشان عاقبت اندیش شدند

آشتان طایفه هر چند صدایی دیگر

آب می خورد ولی ز جایی دیگر

آری آن صدر نشینان بی صدر شدند

خویش را قدر ندانسته و بی قدر شده

گاه از این سو سخن گاه از آن سو گفتار

هر چه گفتند در آن روز دو پهلو گفتند

و خدا هست تا هر آن چیز که از وی باقیست

فتنه خاموش شد اما ۹ دی باقیست

و خدا هست تا هر آن چیز که از وی باقیست

فتنه خاموش شد اما ۹ دی باقیست

 

 

چشم ما در پی حادثه چون کارون بود

بد به دل راه ندادیم ولی دل خون بود

مگر این حق – شهدا جاری نیست

مگر این زمزمه در خون خدا جاری نیست

که سکوت من و تو وقت خطر جایز نیست

کوفه کوفست ولی ترک سفر جایز نیست

این چنین است که – و پرچمداریم

هر چه داریم من و تو ز محرم داریم

این چنین است که ایران همه عاشوراست و

سر انگشت دعــــــــــــــا پشت خیانت وا شد




مقالات مرتبط

نظرات

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

دسته بندی موضوعات شگفت

کاربرانی که ممکن است شما بشناسید

!هنوز وارد سایت نشده اید

جهت ارسال لینک ، مطالب و فیلم های شگفتتان ابتدا باید وارد سایت شوید

تبلیغات

بانر تبلیغاتی