خطا
  • JUser::_load: Unable to load user with id: 2875


درآمد میلیاردی روستایی ایرانی از هتل بی ستاره

ایمیل پرینت PDF

کارآفرین میلیارد دلاری ایران کارش را از دستفروشی و درآمد روزانه ٣ هزار تومان شروع کرده است. او تنها ٣٨ سال دارد و درآمدزایی چشمگیرش با یک اتفاق معجزه آسا استارت خورده است. «عباس برزگر» زاده و ساکن یک روستای بسیار کوچک به نام «بزم» شهرستان بوانات در استان فارس است.


 

ماشين زمان در سرزمين عجايب

 
روستایی که نه چندان حاصلخیز است و نه جاذبه خاصی دارد، اما با موقعیت شناسی درست این جوان روستایی توانسته در کتاب راهنمای گردشگری یونسکو، عنوان شگفت انگیزترین تجربه گردشگری ایران را از آن خود کند. 

ماشين زمان در سرزمين عجايب


به گزارش شهروند، برزگر در یک شب بارانی دو گردشگر آلمانی را به خانه فقیرانه خود میهمان و از آنها با دمپختک و

ترشی لیته پذیرایی می کند. میهمانان خارجی برزگر با پذیرایی صمیمانه و بی ریای او دو روز تمام به سبک روستاییان ایرانی زندگی می کنند و گویا این تجربه منحصربه فرد آن قدر برایشان جذاب بوده است که به سرعت موضوع را رسانه ای می کنند و برزگر را با انبوهی میهمان ناخوانده از آن سوی مرزها مواجه می کنند.

هوشمندی او برای بهره برداری از این اتفاق، به سرعت برزگر را شهره عام و خاص می کند و شبکه های تلویزیونی از سراسر جهان کارآفرین روستایی ایران را روی آنتن خود می برند. برزگر حالا علاوه بر دهکده توریستی اش در تدارک یک تور عشایری با ١٥ هزار سیاه چادر است. تور عشایری او تا سال ٩٥ رزرو شده است و کارشناسان می گویند این تور می تواند درآمدزایی برزگر را به اندازه تمام صادرات نفت کشور برساند.

تا ٥ سال آینده به اندازه چاه های نفت کشور درآمد خواهد داشت

عباس برزگر درحال حاضر مشغول آماده سازی ١٥ هزار سیاه چادر عشایری است. او با بزرگان طایفه های قشقایی و بختیاری به توافق رسیده است تا میهمانان خارجی را در سیاه چادرهایشان بپذیرند و هر خانواده عشایری در ازای پذیرایی از میهمانان درصدی از هزینه اقامت مسافران را دریافت کند. حالا شهرت عباس برزگر به اندازه ای رسیده است که تمام ظرفیت هتل منحصر به فردش در ٣٦٥ روز سال اشغال می شود. می گویند درآمدش تا ٥ سال آینده به اندازه تمام صادرات نفت ایران خواهد رسید. یونسکو در کتاب راهنمای گردشگری خود، تور عشایری او را به عنوان شگفت انگیزترین تجربه گردشگری در ایران معرفی کرده است و مسافران خارجی تا آخر سال ٩٥ تمام سیاه چادرهایش را رزرو کرده اند.

در حال حاضر هزینه هر شب اقامت در دهکده گردشگری او چیزی حدود ٣ میلیون تومان است. کارشناسان صنعت گردشگری می گویند اگر او بتواند استانداردهای هتل خاص و منحصر به فردش را ارتقا دهد به راحتی می تواند درآمدش را به عنوان یکی از گرانقیمت ترین هتل های خاورمیانه و جهان افزایش دهد.

در حال حاضر هتل برج العرب دوبی گرانقیمت ترین هتل خاورمیانه به شمار می آید، هزینه اقامت در این هتل شبی ١٩ هزار دلار است و تنها برای ورود به آن حدود ٢٠ دلار دریافت می شود. گران ترین هتل جهان هتل رویال ژنو است که برای هر شب اقامت ٥٣ هزار دلار دریافت می کند. در توکیو نیز هتلی با عنوان سوئیت ریاست جمهوری که یک هتل خاص محسوب می شود شبی ٢٥ هزار دلار قیمت دارد. زهرا استادی، کارشناس گردشگری می گوید اگر هزینه اقامت در دهکده عباس برزگر نصف قیمت گرانترین هتل خاورمیانه و حتی کمتر باشد می تواند معادل کل صادرات نفت کشور درآمد داشته باشد. با این حساب اگر برزگر به ازای هر شب اقامت در ١٥ هزار سیاه چادر حدود ١٠ هزار دلار دریافت کند تنها در یک روز سال حدود ١٥٠ میلیون دلار درآمد خواهد داشت. این درآمد در یک سال به حدود ٥٤ میلیارد دلار می رسد که معادل درآمد نفتی ایران است.

گردشگران خارجی زندگی عشایر ایران را تجربه می کنند او این روزها مشغول آموزش خانواده های عشایری برای پذیرایی از میهمانان خارجی است. می گوید ١٠٠ نفر از جوانان خانواده های عشایر زبان انگلیسی آموخته اند تا بتوانند به راحتی با میهمانان ارتباط برقرار کنند. آنها قرار است میهمانان خود را به تماشا و تجربه تمام روزمر گی های زندگی ایل قشقایی و بختیاری ببرند. میهمانان از دامنه های کوه بالا می روند و همراه با دختران جوان گیاهان دارویی می چینند. با چوپانان به صحرا می روند و در کنار آنها غذا می خورند. به سوگواری ها و جشن های عشایری دعوت می شوند. شبانه و در سکوت کوهستان به پیرمردهای نی انبان و سرنا نواز گوش می دهند و کنار دارهای زمینی گلیم و گبه می نشینند و بر تارهای آن گره می زنند. قصه های جن و پری کهنسالان ایل و تجربه های شگفت انگیزشان از مواجهه با طبیعت را می شنوند و باورهایشان درباره تولد یک نوزاد جدید و رسوماتشان را تماشا می کنند. برزگر می گوید، تور عشایری در مراحل نهایی راه اندازی است و تا آخر سال ٩٥ مسافران خارجی تمام سیاه چادرها را رزرو کرده اند. بیشتر مسافرانش از اسپانیا، پرتغال و لهستان می آیند و او درحال حاضر همان ٧٠٠ یورو برای هر شب اقامت در مجموعه اش را دریافت می کند. او می گوید: تا ٥ سال آینده کیفیت ها را با نظر کارشناسان بین المللی بالا خواهم برد و قیمت ها افزایشی نخواهد داشت.

اشتغالزایی برای بیشتر از ٢٥ هزار نفر

برزگر پیش از این برای ٩ هزار نفر از ساکنان روستای بزم شهرستان بوانات استان فارس اشتغال ایجاد کرده است و حالا ١٥ هزار خانواده دیگر در درآمد و کسب و کار او شریک می شوند. عباس به «شهروند» می گوید: تمام درآمدها به طور عادلانه بین مجموعه ام تقسیم می شود. از تمام صاحبان مشاغل و کالاها به طور مساوی خرید می کنم و آنها به این شیوه من احترام می گذارند و باکیفیت ترین کالاها را برای پذیرایی از میهمانانم آماده می کنند. مجموعه بزرگ او قدرشناس حسن نیت عباس برزگر هستند. روستاییان فقیر دهکده نه چندان حاصلخیز بزم حالا با کارآفرینی نمونه عباس و خانواده اش چند برابر گذشته درآمد دارند و مجموعه موفقی تشکیل داده اند.


همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد

مرد جوان روستایی که با نبوغ و خوش شانسی توانسته سرانجام صنعت توریسم ایران را به ایده آل های ارز آوری اش نزدیک کند کارش را با دستفروشی آغاز کرده است. عباس برزگر ٣٨ ساله به «شهروند» می گوید: دستفروشی برایم تنها روزی ٣ هزار تومان درآمد داشت که این مبلغ هرگز جوابگوی مخارج زندگی من و خانواده ام نبود. مسیر کسب و کار و زندگی عباس در یک شب بارانی به طور معجزه آسایی تغییر کرد. او می گوید: با موتورسیکلتم از کوچه پس کوچه های روستایمان عبور می کردم که ناگهان به دو گردشگر خارجی و مترجمشان رسیدم. باران، تاریکی و گم شدن در راه برگشت حسابی خسته و کلافه شان کرده بود. آنها را به خانه خود دعوت کردم تا شب را در آن جا بگذرانند.

میهمانان آلمانی سرزده آمده بودند و در سفره فقیرانه عباس برزگر به جز دمپختک گوجه فرنگی، ماست محلی و ترشی لیته چیز دیگری پیدا نمی شد. آنها شب را هم درکنار خانواده برزگر و در رختخواب ها و ملحفه های دست دوز همسرش گذراندند. یکی از میهمان ها که پسر جوان ٢٠ ساله ای بود بی نهایت غمگین و پکر به نظر می رسید. مترجم در جواب کنجکاوی عباس می گوید که فردا روز تولد اوست و او از این که نتوانسته است به کشورش برگردد و تولدش را در کنار خانواده، دوستان و در زادگاهش جشن بگیرد ناراحت است. علی و زهرا فرزندان خردسال عباس برزگر موضوع را می شنوند. میز کوچک چرخ خیاطی مادر، چند بادکنک و کیک خانگی تنها بضاعت آنها برای خوشحال کردن میهمان آلمانی است. میهمان جوان از دیدن جشن تولد روستایی اش هیجان زده می شود و از صحنه ها فیلمبرداری می کند. خانواده برزگر بعدتر می فهمند که مادر روزنامه نگار آن میهمان آلمانی جشن تولد در ایران را رسانه ای کرده است. استقبال مخاطبان خانواده برزگر را به سرعت محبوب می کند از سازمان میراث فرهنگی به عباس برزگر خبر می دهند که میهمانان جدیدش در راهند. این سرآغاز توسعه هتل روستایی عباس برزگر می شود. حالا سیاه چادرهای عشایری هم به مجموعه هتل روستایی او اضافه می شوند. در همان محل اسکان واقعی عشایر...

راز موفقیت: میهمانانم را فریب نمی دهم

عباس می گوید: کار خاصی انجام ندادم تنها گردشگران خارجی را مانند اقوام و فامیل خودم در خانه پذیرایی کرده ام، با غذاهای محلی خودمان، چای آتشی، ماست و پنیر گوسفندی. البته میهمانان هم توقع زیادی نداشتند تنها می خواستند چند روز زندگی روستایی در ایران را تجربه کنند. عباس برزگر میهمانانش را به تماشای علف چینی و میوه چینی روستاییان می برد، در عروسی ها و حنابندان های روستایی میهمان می کند و به شب نشینی های هم ولایتی هایش کنار آتش دعوت می کند. با آنها سیب زمینی کباب شده و چای آتشی می خورد. گاهی هم میهمانانش با او شیر می دوشند و کشک درست می کنند اما این تمام کاری نیست که خانواده برزگر انجام می دهند.

عباس می گوید: من با میهمانانم صادق هستم و هیچ وقت نخواستم آنها را فریب بدهم یا چند برابر قیمت واقعی چیزی را به آنها بفروشم. صنایع دستی و تمام سوغات روستایی که در فروشگاهم گذاشته ام برای مشتریان ایرانی و خارجی یک قیمت دارد. من از ناآگاهی آنها نسبت به بازار ایران و قیمت هایش سوءاستفاده نکرده ام. او می گوید: برای غذای میهمانانش سنگ تمام می گذارد.

تمام غذاها از باکیفیت ترین و مرغوب ترین مواد اولیه محلی و روستایی تهیه می شوند. ١٠ دقیقه پیش از غذا از مزرعه برای میهمانانش سبزیجات تازه می چیند و صبح ها قبل از طلوع آفتاب عسل تازه از کندو خارج می کند و سرمیز صبحانه می برد. میهمانانش در دفتر یادگاری هتلش نوشته اند «احساس می کنند در کنار خانواده خود زندگی می کنند.» و این تفاوت اساسی کسب و کار عباس برزگر با دیگرانی است که اعتماد مشتریان خود را خدشه دار می کنند.

در همین رابطه «شرق» گفت‌وگویی با او دارد که در ادامه می‌خوانید:


‌روایت‌های مختلفی از حادثه آن شب خوانده‌ام. خودت بگو دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

در یک شب بارانی و تاریک در روستایمان به دو گردشگر خارجی و مترجمشان برخوردم که بی‌نهایت خسته و سرگردان و کلافه بودند. آنها را به خانه‌مان دعوت کردم. شامی که درخور دو میهمان خارجی و غریبه باشد نداشتیم و مجبور شدم همان سفره فقیرانه خودمان را برایشان پهن کنم و همان دمپختک گوجه‌فرنگی که همسرم برای خودمان پخته بود، برایشان بیاورم. بعد هم آنها را به یک چای آتشی دعوت کردیم و تنها رختخواب‌های خانه را برای میهمانان خارجی‌مان مهیا کردیم و خودمان روی زمین خوابیدیم. قبل از خواب متوجه شدم یکی از آن خارجی‌ها که پسر جوان 20 ساله‌ای بود بسیار ناراحت و پکر است. از مترجمشان علت ناراحتی‌اش را پرسیدم و اینکه آیا در خانه ما به او خوش نمی‌گذرد؟ مترجم جواب داد که فردا تولد این پسر جوان است و او از اینکه از خانه و کشور و خانواده‌اش دور است غمگین است. در همین هنگام دختر و پسر کوچکم که شاهد گفت‌وگوی ما بودند نقشه جالبی کشیدند که باعث شد میهمانانمان بسیار هیجان‌زده و خوشحال شوند...


‌و نقشه آنها چه بود؟

علی و زهرا فردای آن روز قلکشان را شکستند و تمام پول آن را به راننده آژانس روستا سپردند تا از شیراز برایشان کیک کوچکی بخرد. آنها سپس میز چرخ خیاطی مادرشان را برداشتند و با پهن کردن قشنگ‌ترین ملحفه گلدار خانه روی آن جشن تولد کوچکی برای آن پسر خارجی گرفتند و اسباب‌بازی‌های خودشان را به او هدیه دادند. این موضوع به‌قدری پسر خارجی را هیجان‌زده کرد که شروع به فیلمبرداری از این صحنه کرد. بعدها متوجه شدیم پدر آن پسر کارگردان تلویزیون است و مادرش روزنامه‌نگار است و آنها این موضوع را رسانه‌ای کرده‌اند و خارجی‌های زیادی خواستار سفر به ایران و حضور در خانه ما شده‌اند.


‌این موضوع را از کجا متوجه شدی؟ آن خارجی‌ها دوباره با شما ارتباط برقرار کردند؟

نه. یک روز از سازمان میراث‌فرهنگی با من تماس گرفتند و گفتند باید خانه‌ات را به یک هتل روستایی تبدیل کنی چون در دنیا مشهور شده‌ای و بعد ماجرا را برایم تعریف کردند.


‌منظورشان از هتل روستایی چه بود؟ چقدر برای این کار هزینه کردی؟

هزینه خاصی نکردم. آنها تنها می‌خواستند میهمانان خارجی را مثل فامیل خودم در خانه‌مان بپذیرم و با همان روش و سبک و سیاق از آنها پذیرایی کنم. درواقع میهمانان خارجی می‌خواستند چند روز زندگی به‌سبک روستاییان ایران را تجربه کنند و همان سادگی، صفا و محبت را درک کنند.


‌در حال حاضر روستاییان زیادی دیده‌ام که خانه‌شان را به گردشگران کرایه می‌دهند تفاوت عباس برزگر با آنها چیست؟

تفاوت عباس برزگر این است که کاری نمی‌کند تا میهمانانش تصور کنند او این کارها را برای پول و انعام انجام می‌دهد. تفاوتش این است که سر میهمانانش کلاه نمی‌گذارد متاسفانه برخی با تصور اینکه گردشگران خارجی هستند یا حتی اهالی یک شهر دیگرند تا می‌توانند نرخ‌ها را چند برابر می‌گیرند و جیب میهمان را خالی می‌کنند این موضوع تاثیر خیلی بدی بر روی صنعت گردشگری دارد و درآمدزایی در این حوزه را کاهش می‌دهد. عباس برزگر در دهکده گردشگری‌اش به هیچ عنوان انعام هم نمی‌گیرد و به دیگران هم اجازه این کار را نمی‌دهد و غیراز هزینه اقامت در هتل روستایی‌اش هیچ پول اضافه‌ای از گردشگران دریافت نمی‌کند. عباس برزگر با مرغوب‌ترین و بهداشتی‌ترین موادغذایی از میهمانانش پذیرایی می‌کند. من برای میهمانانم چند دقیقه پیش از غذا از مزرعه‌ام سبزی تازه می‌چینم و 10 دقیقه قبل از صبحانه از کندو عسل تازه درمی‌آورم و... گویا عزیزترین میهمانانم آمده‌اند. این صداقت گردشگران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در واقع پولی که با صداقت و درستکاری به دست می‌آید برکت پیدا می‌کند و رمز موفقیت عباس برزگر هم همین است.


‌جاذبه گردشگری خانواده برزگر تنها به نوع پذیرایی‌شان است؟

خیر من گردشگران را به تماشای نان‌پختن و علف‌چیدن و میوه‌چینی روستاییان می‌برم. آنها را حتی به عروسی‌های روستایی می‌برم و در حنابندان و مراسم ایرانی شرکتشان می‌دهم علاوه بر این گردشگران خارجی را به سیاه چادرهای عشایری می‌برم و از آنها با دوغ و شیر تازه پذیرایی می‌کنم و...


‌گویا اولین تور عشایری ایران را هم راه‌اندازی کرده‌ای؟

همین‌طور است. من با تجربه‌ای که به دست آوردم متوجه شدم که گردشگران خارجی بیش از هرچیز در مورد شیوه‌های زندگی ایرانی کنجکاوند و تفاوت‌های فرهنگی‌مان. آنها نیامده‌اند که آدم‌ها و زندگی‌هایی شبیه خودشان ببینند. آنها بیش از هرچیز مشتاق هستند تا ایرانی‌های اصیل را ببینند و عشایر به‌عنوان یک شیوه بکر و دست‌نخورده زندگی ایرانی، برای آنها جذابیت زیادی دارد بنابراین تور گردشگری عشایر را راه‌اندازی کردم و توانستم برای 9‌هزار جوان روستایی و عشایر منطقه‌مان کارآفرینی کنم و به‌عنوان برترین کارآفرین صنعت گردشگری کشورمان شناخته شوم. علاوه بر این نام من و خانواده‌ام در کتاب راهنمای گردشگری یونسکو نیز به چاپ رسیده است.


‌کمی هم در مورد دهکده گردشگری‌ات توضیح بده.

دهکده گردشگری عباس برزگر متشکل از چند خانه روستایی با 1200 متر مساحت است که سه اتاق آن با 700 سال قدمت و طراحی به سبک زندگی روستایی ایران در 700 سال قبل گران‌ترین اتاق‌های این دهکده به شمار می‌آیند. غیراز این در این دهکده مزرعه، دامداری، باغ میوه، فروشگاه صنایع دستی عشایر، فروشگاه داروهای گیاهی و عرقیات گیاهی هم وجود دارد و محصولات غذایی میهمانان به صورت مستقیم از این مزارع و دامداری‌ها تامین می‌شوند.


‌کرایه اتاق‌هایتان چقدر است؟

شبی 600 یورو کرایه این اتاق‌هاست و سالی 8‌هزار گردشگر به دهکده ما می‌آیند. البته تمام این کرایه‌ها به جیب من نمی‌رود و بین تمام اهالی روستای بزم که در پذیرایی از میهمانان به من کمک می‌کنند تقسیم می‌شود. من حتی سعی می‌کنم برای خرید مایحتاج میهمانانم از تمام مغازه‌های روستا خرید کنم که سود حاصل از آن به جیب همه برود.


‌وقتی دهکده میهمان ندارد چه می‌کنی؟

مثل تمام روستاییان در مزرعه و دامداری‌ام مشغول می‌شوم.


‌یعنی شغل قبلیت را به طور کامل رها نکردی؟

قبلا دستفروش بودم با روزی سه‌هزارتومان درآمد. مزرعه و دامداری نداشتم.


‌بچه که بودی دوست داشتی چه‌کاره شوی؟

(می‌خندد) یک روز در انشای دوره بچگی‌ام نوشته بودم دوست دارم در آینده شغل پادشاهی داشته باشم و همه مرا مسخره کردند. من همیشه آرزوهای بزرگی برای خودم داشتم ولی فقر خانواده‌ام هیچ‌گاه اجازه نداد به آن آرزوها برسم و تحصیل را در دوره ابتدایی رها کردم.


‌بچه‌هایت چه؟ آنها این شغل را ادامه می‌دهند؟

بچه‌هایم بارها به‌عنوان کوچک‌ترین راهنمایان گردشگری ایران مورد تشویق قرار گرفتند و یک دانشگاه در فرانسه به دخترم زهرا دکترای افتخاری گردشگری اعطا کرد و آنها از دست احمدی‌نژاد هم لوح تقدیر و جایزه گرفتند. آنها در حال حاضر در دهکده گردشگری‌مان از میهمانان پذیرایی می‌کنند اما در آینده هم تصمیم دارند همین رشته را در دانشگاه بخوانند.


‌آموزشی در زمینه هتلداری هم دیده‌ای؟

بله بعد از آنکه کارم بالا گرفت از دکتر ملک‌زاده، معاون گردشگری کشور خواهش کردم مرا به خارج از کشور بفرستند تا در این زمینه آموزش ببینم و آنها مرا به آلمان فرستادند و دوره آموزشی کوتاه‌مدتی در آنجا پشت‌سر گذاشتم.


‌میراث‌فرهنگی چقدر برای توسعه کارت به تو کمک کرد؟

کمک قابل‌توجهی نکرد. آنها حتی به دلیل کم‌سوادبودنم به من مجوز گردشگری نمی‌دادند تا اینکه بعد از آنکه اروپایی‌ها ما را مورد تشویق قرار دادند و 36 شبکه تلویزیونی جهان با من مصاحبه کردند راضی شدند که به من مجوز گردشگری بدهند.


‌گویا ماجرای زندگی‌ات هم مورد استقبال فیلمسازان زیادی قرار گرفته است؟

بله دو مستندساز کشورمان به نام آقایان گنجی و عبدی‌پور دو فیلم جداگانه از زندگی من تهیه کردند و به‌تازگی هم یک گروه از هالیوود به روستایم آمدند و با پرداخت مبلغی از من اجازه گرفتند تا فیلم زندگی‌ام را بسازند.


‌خودت در فیلم هالیوودی‌ها بازی می‌کنی؟

خیر، بازیگران خارجی نقش من و خانواده‌ام را ایفا خواهند کرد و این فیلم در قاهره مصر فیلمبرداری خواهد شد.
 

منبع: راسخون


آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، ۵ شهریور ۱۳۹۳ ، ۱۱:۰۹  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

دسته بندی موضوعات شگفت

ديگر سايتها

کاربرانی که ممکن است شما بشناسید

!هنوز وارد سایت نشده اید

جهت ارسال لینک ، مطالب و فیلم های شگفتتان ابتدا باید وارد سایت شوید

تبلیغات

بانر تبلیغاتی